مَـكيـن
جورجيس المَـكين. عبداللّهبن ابوالياسربن ابوالمكارمبن العميد (كه در شرق عموماً به ابن عميد معروف است)، در 1205 ـ 1206، در يكي از خانوادههاي قديم مسيحي قاهره زاده شد؛ در 1273 ـ 1274، در دمشق درگذشت. خودش و پدرش هر دو در شام به خدمات دولتي اشتغال داشتند؛ هنگامي كه حامي آنان علاءالدين بيبَرس والي شام مغضوب شد، آنان به زندان افتادند؛ پدر، يعني ابوالياسر در 1238 ـ 1239، درگذشت؛ پسر دوباره بر سر كارش بازگشت، ولي اندكي بعد باز گرفتار شد؛ هنگامي كه بار ديگر، آزادياش را بازيافت از خدمات دولتي كناره گرفت، و در دمشق مقيم شد، تا در 1273 ـ 1274 ، از دنيا رفت.
او تاريخي (تا حدود 1260)، نوشته كه داراي فايدههاي ضمني زيادي است، و از قديميترين آثار عربي در زمينهٴ تاريخ است كه در غرب شناخته شد و از اين رو، از نخستين مجراهايي است كه از طريق آن برخي آگاهيهاي درست در زمينهٴ تاريخ اسلام در دسترس غرب قرار گرفت. نام آن كتاب المجموع المبارك
است، و موٴلف سعي كرده جنبهٴ عمومي داشته باشد.
در آن بيشتر از تاريخ اسلام بحث شده، ولي در مورد مسيحيت شرقي هم داراي اطلاعات باارزشي است.
مجموعالمبارك به دو بخش اصلي تقسيم شده؛ بخش نخست از خلقت تا زمان محمد و بخش دوم از محمد تا 1259 ـ 1260، است. طبعاً بخش دوم مهمترين قسمت است. صرفنظر ازملاحظات جهانشناسي و جغرافيايي مقدمهٴ كتاب، مطلب بيشتر به صورت شرح حال افراد مشهور است، كه با آدم شروع ميشود. در اوايل مطالب بيشتر از
تورات، و بعدها، از طبري (تا 915)، اوتوكيوس (تا 937)، و از معاصرش ابن راهب اقتباس شده است. همچنين، برخي آثار قديم را كه پيشينيانش از آنها صرفنظر كرده بودند، مورد استفاده قرار داده است، ازقبيل رسالهٴ هرمسي كتاب الاسطماخيس
در تاريخ اسكندر كبير كه به نام ارسطو جعل شده است و غايةالحكيم
منسوب به احمد مجريطي (وفات: حدود 1007) بدان مشتمل بود.
مسيحي مصري ديگري به نام مفضلبن ابوالفضائل ذيل مجموعالمبارك را شامل رويدادهاي سالهاي 1260 ـ 1348، با عنوان كتاب
النهجالسديد و الدرالفريد في ما بعد تاريخ ابنالعميد نوشت.
اين ذيل به ويژه از نظر بطريقان يعقوبي مصري، مسلمانان يمن و هند، و مغولان بسيار جالب است.
دست كم بخشي از تاريخ مجموعالمبارك به زبان حبشي ترجمه شده است.
و. فارسي
منهاج سراج
ابو عمر عثمان منهاج سراج جوزجاني (منسوب به جوزجان بلخ)، مورخ ايراني، در حدود